قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

 خاورمیانه: گورستان ائتلاف های امنیتی/ دلایل ناکامی پیمان های امنیتی خاورمیانه چیست؟

برای پاسخ به این پرسش که چرا پیمان های دفاعی در خاورمیانه با چنین نرخ بالایی از شکست مواجه شده اند، باید به تحلیلی عمیق و ساختاری از ویژگی های منحصربه فرد این منطقه پرداخت که در این گزارش به تفصیل آن را تحلیل می کنیم.
  خاورمیانه: گورستان ائتلاف های امنیتی/ دلایل ناکامی پیمان های امنیتی خاورمیانه چیست؟

خبرآنلاین - رسول صَفرآهنگ: خاورمیانه از دیرباز به عنوان یکی از حساسترین و پیچیدهترین مناطق جهان از حیث امنیتی شناخته شده است. قرار گرفتن این منطقه در تقاطع سه قاره، دارا بودن منابع عظیم انرژی و نیز تاریخ پرتنش روابط میان دولت های آن، همواره زمینه ساز شکل گیری پیمان های دفاعی و امنیتی متعددی بوده است. با این حال، آنچه پیمان های دفاعی خاورمیانه را از نمونه های مشابه در سایر نقاط جهان متمایز می سازد، ماهیت سیال، گاه ناپایدار و اغلب تأثیرپذیر آنها از رقابت های فرامنطقه ای و تحولات ژئوپلیتیک جهانی است.

چه آنکه عموم این پیمان ها روی کاغذ مانده اند یا به سرعت فروپاشیده اند و حالا با امضای پیمان دفاعی مشترک مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان، بار دیگر این پرسش تاریخی مطرح می شود که آیا این ائتلاف نیز در جمع پیمان های فرسوده منطقه دفن خواهد شد یا می تواند معماری امنیتی نوینی را در غرب آسیا رقم بزند؟ پاسخ این پرسش را در شکست مهمترین پیمان های پیشین جست و جو کنیم.  پیمان سعدآباد (۱۳۱۶/۱۹۳۷): نخستین گام در همکاری منطقه ای

پیمان سعدآباد را باید نخستین تلاش جدی برای ایجاد یک ترتیبات امنیتی منطقه ای در خاورمیانه دانست. این پیمان که میان ایران، عراق، ترکیه و افغانستان منعقد شد، اگرچه بیش از آنکه جنبه نظامی داشته باشد، توافقی برای همکاری های سیاسی و مرزی بود، اما زمینه ساز شکل گیری ایده ائتلاف های دفاعی در منطقه شد. از نقاط قوت این پیمان، ایجاد یک کانال ارتباطی میان کشورهای منطقه و تلاش برای حل و فصل مسائل مرزی از طریق گفت وگو بود.

با این حال، ضعف ذاتی این پیمان در فقدان یک تهدید مشترک و مشخص و نیز نبود سازوکارهای اجرایی مؤثر، باعث شد تا این پیمان کارایی چندانی در تأمین امنیت جمعی نداشته باشد و در عمل، بیش از یک توافق نمادین باقی بماند. از منظر تحلیل راهبردی، پیمان سعدآباد نشان دهنده آگاهی اولیه کشورهای منطقه از ضرورت همکاری امنیتی است، اما ناتوانی آنها در فرارفتن از منافع ملی و ایجاد یک ساختار امنیتی پایدار را نیز به نمایش می گذارد.  پیمان بغداد (۱۹۵۵-۱۹۵۸) و سنتو (۱۹۵۸-۱۹۷۹): حلقه های امنیتی جنگ سرد

پس از جنگ جهانی دوم و شکل گیری نظام دوقطبی به رهبری آمریکا و شوروی، استراتژی واشنگتن جلوگیری از گسترش نفوذ کمونیسم در جهان، به ویژه در منطقه خاورمیانه بود. بدین منظور، پیمان بغداد در فوریه ۱۹۵۵ میان ترکیه و عراق به عنوان دو هسته نخستین امضا شد و سپس بریتانیا، پاکستان و ایران به آن پیوستند. این پیمان که در واقع حلقه میانی میان ناتو و سیتو محسوب می شد، نقشی کلیدی در هماهنگی اطلاعاتی و نظامی میان کشورهای عضو ایفا می کرد.

با این حال، نقطه ضعف اصلی پیمان بغداد، عدم عضویت مستقیم آمریکا در آن بود. کشوری که گرداننده اصلی این پیمان محسوب می شد. سرانجام، پیمان بغداد در سال ۱۹۵۸ و با وقوع کودتای عبدالکریم قاسم در عراق و خروج این کشور از پیمان، با بحران جدی مواجه شد. مقر پیمان به آنکارا منتقل شد و نام آن به سازمان پیمان مرکزی (سنتو) تغییر یافت. این تحول، نشان دهنده آسیب پذیری پیمان های دفاعی مبتنی بر حمایت یک قدرت فرامنطقه ای در برابر تحولات داخلی کشورهای عضو بود.

انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷/۱۹۷۹ و خروج ایران از سنتو، عملاً این سازمان را از کار انداخت. تجربه سنتو نشان می دهد که پیمان های دفاعی در خاورمیانه، حتی با حمایت یک قدرت فرامنطقه ای مانند بریتانیا یا آمریکا، در صورتی که نتوانند منافع ملی کشورهای عضو را به طور متوازن تأمین کنند، با شکست مواجه خواهند شد. این پیمان ها به دلیل فقدان عنصر قوام دهنده یعنی تهدیدات امنیتی مشترک و نبود پیوندهای مکمل اقتصادی و سیاسی، در رنج بودند.

ضعف ذاتی پیمان سعدآباد در فقدان یک تهدید مشترک و مشخص و نیز نبود سازوکارهای اجرایی مؤثر، باعث شد تا این پیمان کارایی چندانی در تأمین امنیت جمعی نداشته باشد  اتحادیه عرب و پیمان های دفاعی مشترک عربی (۱۹۴۵ به بعد)

اتحادیه کشورهای عربی که در سال ۱۹۴۵ تأسیس شد، هرچند عمدتاً یک سازمان سیاسی و اقتصادی است، اما ابعاد امنیتی و دفاعی آن نیز قابل توجه است. پیمان دفاع مشترک اتحادیه عرب که در سال ۱۹۵۰ به امضا رسید، بر اساس آن، هرگونه حمله به یکی از کشورهای عضو، به منزله حمله به همه آنها تلقی می شود. با این حال، این پیمان در عمل، به دلیل اختلافات داخلی میان کشورهای عربی و نیز دخالت قدرت های فرامنطقه ای، کارایی چندانی نداشته است.

جنگ های اعراب و اسرائیل در سال های ۱۹۴۸، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳، آزمون های مهمی برای کارآمدی پیمان دفاع مشترک عربی بودند که در هیچکدام، این پیمان نتوانست نقش بازدارنده مؤثری ایفا کند. از این رو، می توان گفت که پیمان دفاع مشترک اتحادیه عرب، بیش از یک سند نمادین، نقش عملی چندانی در تأمین امنیت کشورهای عضو نداشته است.

ضعف اصلی پیمان بغداد، عدم عضویت مستقیم آمریکا در آن بود. کشوری که گرداننده اصلی این پیمان محسوب می شد. سرانجام، پیمان بغداد در سال ۱۹۵۸ و با وقوع کودتای عبدالکریم قاسم در عراق و خروج این کشور از پیمان، با بحران جدی مواجه شد.  شورای همکاری خلیج فارس (۱۹۸۱): همکاری در سایه تهدید مشترک

شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که در سال ۱۹۸۱ و در پاسخ به انقلاب اسلامی ایران و جنگ تحمیلی ایران و عراق تأسیس شد، یکی از موفق ترین نمونه های همکاری منطقه ای در خاورمیانه به شمار می رود. برخلاف پیمان های قبلی که عمدتاً با هدف مقابله با نفوذ شوروی شکل گرفته بودند، این شورا بر اساس یک تهدید مشترک و درک شده از سوی اعضا (یعنی ایران) ایجاد شد. با این حال، این شورا نیز با چالش هایی از جمله اختلافات داخلی (مانند بحران قطر در سال ۲۰۱۷)، ساختار امنیتی مبتنی بر حمایت آمریکا و عدم توانایی در ایجاد یک ساختار دفاعی مستقل مواجه بوده است.  چرایی ناکامی ائتلاف ها در خاورمیانه

برای پاسخ به این پرسش که چرا پیمان های دفاعی در خاورمیانه با چنین نرخ بالایی از شکست مواجه شده اند، باید به تحلیلی عمیق و ساختاری از ویژگی های منحصربه فرد این منطقه پرداخت.

 نخستین و مهمترین دلیل ناکامی ائتلاف ها، فقدان پیوندهای مکمل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. اگر تجربه تاریخی پیمان های امنیتی موفق، مانند ناتو، را بررسی کنیم، درمی یابیم که این پیمان ها در مجموعه هایی شکل گرفته اند که بیشترین شباهت ها و پیوستگی ها و همکاری های سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی و رسانه ای را با یکدیگر داشته اند و به نوعی مکمل همدیگر شده اند.

علت توفیق ناتو در اروپا و با آمریکا این است که پیوندهای دیگری به حد کافی میان آنها برقرار شده و یک زبان مشترک و اعتمادسازی عمده ای میان آنها صورت گرفته است. در حالی که در خاورمیانه اصلاً شاهد چنین روند همکاری هایی نیستیم که در بُعد امنیتی نیز بتواند به عنوان مکمل، پیمان ها را کارآمد کند. نبود این زیرساخت های همکاری، ائتلاف ها را به ساختارهایی توخالی و فاقد انسجام تبدیل می کند که در اولین برخورد با بحران، فرو می پاشند.

دومین عامل، تفاوت بنیادین اولویت های تهدید و رقابت های پایدار میان اعضای بالقوه ائتلاف است. برای مثال، پاکستان هند را تهدید اصلی خود می داند و عربستان ایران را رقیب خود می بیند، در حالی که ترکیه ممکن است در آینده نزدیک، اسرائیل را تهدید بزرگتری قلمداد کند. در شرایطی که همچنان عربستان و ترکیه در موضوعات دیگر با یکدیگر رقیب هستند، در موضوع عراق، سوریه، شامات، فلسطین و مسائل خلیج فارس، بعید است که اینها پیوستگی زیادی با یکدیگر داشته باشند. به عنوان مثال، ترکیه همراهی کاملی با قطر دارد که با وجود تنش های میان دوحه و ریاض، رقابت میان قطر و عربستان همچنان پابرجاست. این رقابت ها و اولویت های متضاد، مانع از شکل گیری یک درک مشترک از تهدید می شود که لازمه هر ائتلاف دفاعی موفق است.

سومین عامل، ناکارآمدی این ائتلاف ها در برابر تهدیدات نامتقارن است. هر سه کشور با تهدیدات مشترکی از ناحیه گروه های غیردولتی مواجه هستند. ترکیه از ناحیه جنبش کردی، پاکستان از ناحیه گروه های افراطی داخلی و طالبان، و عربستان از ناحیه حوثی های یمن احساس تهدید می کند. سؤال اصلی این است که آیا پیمان مکه ظرفیت دفع چنین تهدیداتی را دارد یا خیر؟ هر سه کشور توانمندی های بالایی برای مقابله کلاسیک با حمله خارجی دارند. حمله ای که از سوی یک ارتش و در قالب های کلاسیک انجام می شود. شاید در آنجا بتوانند همپوشانی بیشتری داشته باشند، اما در تهدیدات نامتقارن، همانطور که طی دهه های گذشته دیده ایم، هر سه کشور کاستی های جدی دارند و فعلاً در مسائل و دفع تهدیدات خودشان مانده اند که بخواهند به کمک دیگری نیز بشتابند.

چهارمین عامل، کاهش اعتبار چتر امنیتی آمریکا و شکل گیری واگرایی از ایران است. هرچند عضویت ترکیه در پیمان مکه الزاماً تهدید نظامی جدیدی برای ایران ایجاد نمی کند، اما این پیمان نشانه ای از فاصله گیری منطقه از ایران و افزایش واگرایی است. به هر حال، این پیمان می تواند نوعی انزوای سیاسی را به ایران تحمیل کند و نشان دهد که نوعی واگرایی و فاصله گیری از ایران در منطقه رو به افزایش است. به خصوص اینکه پاکستان نیز به این پیمان ملحق شده است که یک قدرت اتمی مسلمان و در مجاورت مرزهای ایران است. نفس آغاز حرکت های واگرایانه در منطقه می تواند یک علامت خطر برای جمهوری اسلامی باشد.

نخستین و مهمترین دلیل ناکامی ائتلاف ها، فقدان پیوندهای مکمل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. دومین عامل، تفاوت بنیادین اولویت های تهدید و رقابت های پایدار میان اعضای بالقوه ائتلاف است. سومین عامل، ناکارآمدی این ائتلاف ها در برابر تهدیدات نامتقارن است. چهارمین عامل، کاهش اعتبار چتر امنیتی آمریکا و شکل گیری واگرایی از ایران است.  پیمان مکه (۲۰۲۶): معماری نوین یا تکرار تاریخ؟

اما نمی توان انکار کرد که نقطه عطف جدید در تاریخ پیمان های دفاعی خاورمیانه، امضای پیمان دفاعی مشترک مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان است. این پیمان که در شهر مکه و با حضور محمد بن سلمان، رجب طیب اردوغان و شهباز شریف به امضا رسید، تصریح دارد که «هرگونه حملهٔ مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به همهٔ آنها تلقی خواهد شد». این عبارت، دقیقاً مشابه ماده ۵ پیمان ناتو است. از منظر راهبردی، پیمان مکه ترکیبی از سه قدرت کلیدی منطقه را در بر دارد که در آن عربستان به عنوان بزرگترین صادرکننده نفت و قدرت مالی منطقه، ترکیه به عنوان عضو ناتو و یکی از بزرگترین ارتش های جهان اسلام، و پاکستان به عنوان تنها کشور مسلمان دارای سلاح هسته ای ایفای نقش می کنند.

با این حال،  پیمان مکه را نباید یک «ناتوی اسلامی»، بلکه حلقه جدیدی از زنجیره «اقمار ناتو» دانست که با هدف تکمیل پوشش امنیتی ناتو در کریدور شرق-غرب ایران و ایجاد هماهنگی اطلاعاتی-عملیاتی میان جنوب، غرب و شرق این کشور طراحی شده است. ترکیه با ایفای نقش رابط بین ناتو و جبهه عرب، عملاً این پیمان را به ساختار امنیتی غرب متصل می کند و به آن عمق و کارایی می بخشد. با این حال، این پیمان با چالش های جدی از جمله ابهام در ماده ۵ و عدم شفافیت در مورد ماهیت تعهدات نظامی، روابط پیچیده ترکیه با برخی اعضای ناتو و همچنین روابط دوگانه آن با روسیه و چین مواجه است که می تواند در آینده این ائتلاف را با بحران مواجه سازد.

آنچه پیمان مکه را از پیشینیان خود متمایز می سازد، نقش ترکیه به عنوان عضو ناتو و پیوند آن با ساختار امنیتی غرب است. در معماری امنیتی جدید، کشورهای منطقه دیگر نقش پیرو و منفعل ندارند، بلکه خود، معماران اصلی پیمان های دفاعی محسوب می شوند

در مجموع، تاریخ پیمان های دفاعی خاورمیانه، روایتی از شکست های پی در پی، عدم اعتماد و فقدان زیرساخت های همکاری است. پیمان مکه نیز با وجود ظرفیت های قابل توجه، از همین آسیب ها مصون نیست. تنوع منافع، رقابت های دیرینه، ناکارآمدی در برابر تهدیدات نامتقارن و نبود پیوندهای مکمل، همگی عواملی هستند که دوام و کارآمدی این پیمان را با علامت سوال مواجه کرده اند.

با این حال، آنچه این پیمان را از پیشینیان خود متمایز می سازد، نقش ترکیه به عنوان عضو ناتو و پیوند آن با ساختار امنیتی غرب است. در معماری امنیتی جدید، کشورهای منطقه دیگر نقش پیرو و منفعل ندارند، بلکه خود، معماران اصلی پیمان های دفاعی محسوب می شوند. پیمان مکه نشان دهنده این توانمندی جدید در ایجاد ترتیبات امنیتی مستقل از قدرت های فرامنطقه ای است، هرچند که این استقلال، با وابستگی ساختاری به ناتو همراه است.

خاورمیانه همچنان گورستان ائتلاف هاست، اما شاید پیمان مکه بتواند با تکیه بر ظرفیت های مکمل و پشتوانه ناتو، این طلسم تاریخی را بشکند یا حداقل، الگویی نوین از ائتلاف های اقماری را در منطقه به نمایش بگذارد. تجربه تاریخی نشان می دهد که پیمان های دفاعی موفق در خاورمیانه، آنهایی هستند که اولاً بر اساس یک تهدید مشترک و درک شده شکل می گیرند، ثانیاً از سازوکارهای اجرایی مؤثر برخوردارند و ثالثاً با ساختار سیاسی و اجتماعی کشورهای عضو همخوانی دارند. پیمان مکه، به عنوان جدیدترین و شاید پیچیده ترین نمونه از این پیمان ها، می تواند آزمونی مهم برای سنجش کارآیی الگوی جدید پیمان های دفاعی در خاورمیانه باشد.

توییتر نویسنده گزارش را  اینجا   (safarahang@) دنبال کنید

۲۱۳ کد مطلب 2259084



۷ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

تهدیدهای ترامپ به شروط ایران منجر شد نه امتیازدهی

روزنامه «نیویورک‌تایمز» در گزارشی درباره وضعیت روابط ایران و آمریکا نوشت: ۲ کشور نه در حال مذاکره جدی هستند و نه در جنگ تمام عیار، بلکه در وضعیتی ناپایدار و بینابینی قرار گرفته‌اند که می‌تواند یا به بازگشت درگیری نظامی منجر شود یا به یک بن‌بست طولانی تبدیل شود.

به نوشته این روزنامه آمریکایی، مقام‌های ایرانی معتقدند مقاومت در برابر فشار اقتصادی آمریکا و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، بیش از دادن امتیازات بزرگ در یک توافق مذاکره‌شده برای تهران منفعت دارد. در مقابل، واشنگتن ظاهراً شرط بسته است که تشدید فشار اقتصادی بتواند کاری را انجام دهد که حملات نظامی از انجام آن عاجز مانده‌اند.

آتش‌بسی که ۲ ماه پیش میان طرفین برقرار شد، قرار بود مسیر دستیابی به توافقی گسترده‌تر ظرف ۶۰ روز را باز کند؛ توافقی که برنامه هسته‌ای ایران و رفع تحریم‌های آمریکا را در بر بگیرد. اما این مهلت در هفته جاری به پایان رسید و ترامپ روز سه‌شنبه اعلام کرد هیچ «مذاکره یا گفت‌وگویی» در جریان نیست و برنامه‌ای نیز برای آن وجود ندارد.

نیکول گراجوسکی استادیار مرکز مطالعات بین‌المللی ساینس‌پو در پاریس وضعیت موجود را «برزخی دائمی» توصیف کرد و گفت در چند ماه گذشته، جز «تثبیت بیشتر موضع ایران و تلاش‌های مکرر و تاکنون ناموفق آمریکا برای یافتن نوعی راه خروج»، تغییر بنیادین چندانی رخ نداده است. شروط ایران برای تنگه هرمز

نیویورک‌تایمز نوشت تهران در ماه جاری فهرستی از مطالبات خود از واشنگتن برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرده است؛ از جمله لغو تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران و پرداخت غرامت جنگی.

شرایط مشابهی پیش از این نیز به‌عنوان بخشی از یک توافق احتمالی میان طرفین مطرح شده بود و در تفاهم‌نامه‌ای که ماه ژوئن مورد توافق قرار گرفت اما خیلی زود از هم پاشید، به آنها اشاره شده بود.

طبق این گزارش، ایران طی هفته‌های گذشته با عمان نیز درباره نحوه مدیریت آینده تنگه هرمز مذاکره کرده است.

مهرزاد بروجردی رئیس کالج هنر، علوم و آموزش دانشگاه علوم و فناوری میزوری گفت: «تهران پس از عبور از شوک اولیه جنگ، اکنون مصمم است قدرت خود را نشان دهد. استفاده ایران از تنگه هرمز به‌عنوان یک سلاح و چانه‌زنی سخت آن در مذاکرات موازی با آمریکا و عمان را باید در همین چارچوب درک کرد.» تهدیدهای ترامپ نتیجه معکوس داد

نیویورک‌تایمز در بخش دیگری از گزارش خود نوشت لحن ترامپ طی چند ماه گذشته میان «تهدید به نابودی» ایران و وعده نزدیک بودن یک توافق دیپلماتیک در نوسان بوده است.

این روزنامه سپس به نتیجه این راهبرد پرداخت و نوشت اگر هدف چنین رویکردی ترساندن مقام‌های ایرانی و وادار کردن آنها به امتیازدهی بوده، ظاهراً نتیجه‌ای معکوس داشته است.

به گزارش نیویورک‌تایمز، فشار نظامی نتوانسته واشنگتن را به اهداف خود برساند و آمریکا اکنون بر تشدید فشار اقتصادی علیه ایران تأکید دارد.

«جرد کوشنر» داماد و فرستاده ترامپ روز دوشنبه به فاکس نیوز گفت مقام‌های ایرانی تمایلی به پذیرش شرایط مطلوب آمریکا ندارند. او در پاسخ به سوالی درباره وضعیت مذاکرات، به محاصره دریایی با هدف وارد کردن ضربه بیشتر به اقتصاد ایران اشاره کرد و آن را محور فعلی تمرکز ترامپ دانست.

ترامپ نیز روز سه‌شنبه اعلام کرد این محاصره همچنان به‌طور کامل برقرار است.

اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز اخیراً در گفت‌وگو با نیوزمکس گفت وزارتخانه تحت مدیریت او قصد دارد اقداماتی علیه ایران اعمال کند که به ادعای او «در تاریخ انزوای اقتصادی» یک کشور سابقه نداشته است.

در عین حال، نیویورک‌تایمز یادآوری کرد که ایران پیش از این نیز فشارهای اقتصادی بین‌المللی را پشت سر گذاشته است. بسیاری از کارشناسان بین‌المللی نیز یادآور شده‌اند که دولت آمریکا در سال‌های گذشته تمام ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک خود را برای اعمال فشار بر تهران به کار گرفته و گزینه جدیدی روی میز ندارد.

نیویورک‌تایمز در ادامه نوشت در صورت آغاز دوباره یک درگیری گسترده، پیامدهای آن به ایران محدود نخواهد ماند.

به گزارش این روزنامه، ازسرگیری جنگ احتمالاً زیرساخت‌های انرژی منطقه، پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا و کشتیرانی تجاری را نیز وارد درگیری خواهد کرد.

با این حال، در شرایط فعلی ادامه بن‌بست نیز به همان اندازه محتمل است و مسائل اصلی اختلاف، از جمله برنامه هسته‌ای ایران و سرنوشت تنگه هرمز، همچنان بدون راه‌حل باقی مانده‌اند.

گراجوسکی با اشاره به شکست تلاش‌های واشنگتن برای یافتن راه خروج هشدار داد هرچه این وضعیت طولانی‌تر شود، مواضع طرفین نیز سخت‌تر خواهد شد.

او گفت: «هرچه این وضعیت برزخی بیشتر ادامه پیدا کند، بیشتر تثبیت می‌شود و ساختن یک راه خروج که هیچ‌یک از طرفین مجبور نباشد آن را به‌عنوان امتیازدهی معرفی کند، دشوارتر خواهد شد.»


۵۰ دقیقه قبل / سایت مشرق

ترامپ، از جنگ ایران و غزه پول درمی‌آورد!

به گزارش مشرق، کانال تلگرامی جهان بین اظهارات هانتر بایدن، پسر جو بایدن را منتشر کرد که معتقد است:

دونالد ترامپ بزرگ‌ترین تهدید وجودی است، چون همه‌چیز را از هم پاشانده و عملاً شبیه یک رئیس باند جنایتکار رفتار می‌کند. او مدعی است ترامپ از جنگ ایران و از جنگ غزه پول درمی‌آورد و از مرگ و ویرانی هزاران نفر سود می‌برد.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.


۱ ساعت قبل / سایت مشرق

پولیتیکو: جنگ اقتصادی کارساز نیست/ ایران پرچم تسلیم را بالا نمی‌برد

به گزارش مشرق، در حالی که با پایان به‌اصطلاح مهلت ۶۰ روزه تعیین‌شده در مذاکرات اسلام‌آباد، تحلیل‌های متعددی در رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و نیز منابع صهیونیستی در مورد سناریوهای مرحله جدید و محدودیت‌های گزینه‌های آمریکا ارائه می‌شود، محافل آمریکایی تاکید دارند که استراتژی دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور، برای خفه کردن اقتصاد ایران از طریق تحریم‌ها و محاصره دریایی با آزمون دشواری روبرو است، زیرا تهران همچنان در موضع خود ثابت قدم است و حاضر است به جای پذیرش شرایط آمریکا، بارهای اقتصادی قابل توجهی را تحمل کند.

در این زمینه مجله آمریکایی پولیتیکو، در گزارشی با استناد به مقامات سابق دولت ترامپ، سفرای آمریکا و کارشناسان منطقه اعلام کرد که تردیدهای زیادی درباره جنگ اقتصادی وعده داده شده توسط آمریکا علیه ایران وجود دارد و اسکات بیسنت، وزیر خزانه داری، مدعی بود که این جنگ با جنگ‌های قبلی متفاوت خواهد بود، اما به نظر می‌رسد که اینگونه نیست.

ایران پرچم سفید را بالا نخواهد برد

پولیتیکو در این مقاله به بررسی مخمصه ترامپ در جنگ با ایران و دلایل عدم تسلیم کشورمان در برابر فشارهای آمریکا پرداخته و نوشت: دونالد ترامپ منتظر است تا ایران در نتیجه جنگ اقتصادی پرچم سفید را بالا ببرد، اما به نظر می‌رسد تهران آماده است تا بیشتر منتظر بماند و از خواسته‌های او برای لغو هزینه‌های اعمال شده بر کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند یا سایر خواسته‌هایی که ترامپ می‌خواهد برای پایان دادن به درگیری به آنها دست یابد، پیروی نخواهد کرد.

بر اساس این گزارش، جیمز جفری، سفیر سابق آمریکا که در سه دولت، از جمله دولت اول ترامپ، خدمت کرده است، در این زمینه گفت: این یک جنگ فرسایشی است و من مطمئنم که وزارت خزانه‌داری در حال انجام اصلاحات جزئی در اینجا و آنجا برای بستن روزنه‌ها یا گسترش تحریم‌ها است. اما باور اینکه پس از ۲۰ سال تحریم‌های ایالات متحده و تجربه ایران در دور زدن آنها، اتفاق قاطعی رخ دهد، دشوار است.

این رسانه آمریکایی تصریح کرد: در این میان دولت ترامپ در بحبوحه یک جنگ نامحبوب که قیمت نفت را به نزدیک ۹۰ دلار در هر بشکه رسانده و به افزایش هزینه‌های استقراض بلندمدت به بالاترین سطح خود در تقریباً دو دهه گذشته کمک کرده است، با انتخابات میان‌دوره‌ای مهمی روبرو است، آن هم در زمانی که امیدها برای توافق صلح در حال کمرنگ شدن است.

پولیتیکو افزود که در مقابل، رهبران ایران این درگیری را حیاتی می‌دانند، که به تهران توجیهی برای تحمل سختی‌های اقتصادی عظیم به جای تسلیم شدن می‌دهد، به ویژه با توجه به تورم بالای مداوم در ایالات متحده و قیمت پایین اوراق قرضه خزانه‌داری. بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانه‌داری ایالات متحده، شاخصی که ترامپ مدت‌هاست به آن علاقه زیادی دارد، روز سه‌شنبه به بالاترین سطح خود از قبل از بحران مالی جهانی رسید.

در ادامه این گزارش آمده است که افزایش بازده به بالاترین حد خود در تقریباً دو دهه گذشته صرفاً به جنگ شش ماهه مربوط نمی‌شود. کمبود سوخت جهانی و بی‌ثباتی عمومی نیز در بالا نگه داشتن قیمت انرژی برای مدت طولانی نقش داشته و خطر تورم پایدار را افزایش داده است. این امر، خطرات بازارهای اوراق قرضه جهانی را که مدت‌هاست تحت تأثیر منفی شوک‌های مربوط به موضع‌گیری‌های متناقض ترامپ قرار گرفته‌اند، افزایش داده است.

مقاومت ایران، آمریکایی‌ها را درباره اثربخشی جنگ اقتصادی دچار تردید کرده است

پولیتیکو خاطرنشان کرد که در این زمینه، مقاومت عجیب ایران یکی از دلایلی است که موجب شده برخی از مقامات سابق دولت آمریکا تردید داشته باشند که محاصره دریایی هر اندازه هم بزرگ باشد یا هر استراتژی جدیدی که آمریکا در سطح تحریم‌ها رونمایی کند، برای تغییر محاسبات ایران کافی باشد.

بر اساس این یادداشت، یک مقام سابق دولت ترامپ که نخواست نامش فاش شود، گفت: «من فکر می‌کنم فشار اقتصادی باید به روش‌های جدیدی اعمال شود که هنوز ندیده‌ایم و تاکنون هیچ یک از روش‌ها برای تسلیم کردن ایران کارساز نبوده است». دولت آمریکا هنوز اقدامات اضافی که قصد انجام آن را دارد اعلام نکرده است، اما گزینه‌های موجود شامل هدف قرار دادن بانک‌های بزرگ چینی که تجارت نفت ایران را تسهیل می‌کنند، گسترش تحریم‌های ثانویه بر کشورهایی که با ایران تجارت می‌کنند و مصادره دارایی‌های ایران به جای صرفا مسدود کردن آنها است.

رسانه مذکور آمریکایی ادامه داد: در این راستا مقامات ایرانی علناً تلاش‌های ایالات متحده برای مطیع کردن آنها با تحریم‌ها را به سخره گرفته‌اند. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، روز سه‌شنبه در پلتفرم X نوشت: «آمریکایی‌ها فکر می‌کنند که اعمال فشار بر ایران به امتیازاتی منجر می‌شود که هرگز بخشی از توافق نبوده‌اند. بسنت و پیت هگست برای این کار مناسب نیستند و منتظر این نباشید که این دلقک‌ها گندی را که شما به پا کرده‌اید، درست کنند».

در ادامه این گزارش آمده است که در شش ماه پس از آغاز جنگ علیه ایران، ترامپ مجموعه‌ای از تاکتیک‌های فشار را برای خفه کردن اقتصاد ایران به کار گرفته است، از جمله جلوگیری از فروش مهمترین صادرات ایران، یعنی نفت، از طریق محاصره دریایی مداوم بنادر ایران. دولت ایالات متحده همچنین تحریم‌هایی را علیه خریداران خارجی نفت ایران اعمال کرده، ناوگان کشتیرانی غیررسمی که نفت را حمل می‌کند را هدف قرار داده و تلاش کرده است تا ایران را از شبکه‌های مالی که برای انتقال وجوه استفاده می‌کند، قطع کند.

مجله پولیتیکو در ادامه تاکید کرد که با این حال، افرادی که در مذاکرات قبلی با ایران کار کرده‌اند، می‌گویند این میزان فشار برای وادار کردن این کشور به تسلیم به خصوص ۶ ماه بعد از حملات گسترده علیه آن به هیچ وجه کافی نیست و هیچ نقطه شکستی برای ایران وجود ندارد.




 [ولی‌الله سیف] پیش‌نیاز اصلاحات اقتصادی
۶ ساعت قبل / سایت اطلاعات آنلاین

[ولی‌الله سیف] پیش‌نیاز اصلاحات اقتصادی

بدون ثبات و پیش‌بینی‌پذیری در بازار، هرگز اصلاحات اقتصادی به نتیجه نمی‌رسد.

 حال‌وهوای بازار مسکن در چند قدمی پایتخت | با حداقل 500 میلیون تومان پول رهن، وارد بازار اجاره شوید+جدول
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

حال‌وهوای بازار مسکن در چند قدمی پایتخت | با حداقل 500 میلیون تومان پول رهن، وارد بازار اجاره شوید+جدول

اقتصادنیوز: بررسی بازار رهن و اجاره اندیشه نشان می‌دهد رهن آپارتمان‌های ۶۰ تا ۷۰ متری دوخوابه بسته به فاز، سن بنا و امکانات، از حدود 500میلیون تومان تا ۹۰۰ میلیون تومان متغیر است.

 تاکسی‌های بدون راننده تسلا راهی خیابان می‌شوند
۱ ساعت قبل / سایت تابناک

تاکسی‌های بدون راننده تسلا راهی خیابان می‌شوند

تسلا آزمایش نسخه‌های تولیدی Cybercab را در خیابان‌های عمومی آغاز کرده است.

 شاهزاده هری و همسرش پس از ۶ سال به بریتانیا برمی‌گردند | آیا خانواده سلطنتی از بازگشت هری و مگان استقبال می‌کنند؟
۴ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

شاهزاده هری و همسرش پس از ۶ سال به بریتانیا برمی‌گردند | آیا خانواده سلطنتی از بازگشت هری و مگان استقبال می‌کنند؟

شاهزاده هری مایل است با پدرش آشتی کند و زمان بیشتری را با او که به دلیل ابتلا به سرطان تحت درمان است، بگذراند.

 رسمی؛ رونالدینیو بعد از ۱۱ سال به فوتبال برگشت!
۵ ساعت قبل / سایت فوتبالی

رسمی؛ رونالدینیو بعد از ۱۱ سال به فوتبال برگشت!

پایگاه خبری فوتبالی- دنیای فوتبال شاهد یکی از عجیب‌ترین بازگشت‌های سال‌های اخیر است؛ رونالدینیو، اسطوره برزیلی و برنده توپ طلای ۲۰۰۵، در ۴۶ سالگی بار دیگر به فوتبال ایتالیا برگشته و به‌عنوان بازیکن راونا در سری C فعالیت خواهد کرد. به گزارش فوتبالی، باشگاه راونا در ماه ژوئن رسما اعلام کرده بود که رونالدینیو به‌عنوان بازیکن ثبت خواهد شد و حتی قرار است پیراهن شماره ۱۰ را بر تن کند. این اتفاق بیش از یک دهه پس از آخرین حضور حرفه‌ای رونالدینیو در زمین رخ می‌دهد. آخرین بازی رسمی او در سپتامبر ۲۰۱۵ با پ ...,سری سی,راونا,رونالدینیو,بارسلونا,تیم ملی برزیل,نقل و انتقالات,پیشنهاد سردبیر

 گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از نساجی - استقلال در قائمشهر؛ سه امتیاز با پنجره بسته!
۴ ساعت قبل / سایت فوتبالی

گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از نساجی - استقلال در قائمشهر؛ سه امتیاز با پنجره بسته!

پایگاه خبری فوتبالی- یک: وفادار به ترکیب برنده: یک قانون ساده در فوتبال وجود دارد، به تیمی که برنده شده دست نزنید و بیخودی دنبال جنگولک بازی نروید. منطق حکم می‌کند، مربیان موفق در دنیای فوتبال اکثرا با چرخه محدودی از بازیکنان ترکیب را می‌چینند و به ندرت دست به تغییر می‌زنند.دو: تیمهای مجتبی حسینی در سالهای اخیر یک ویژگی مشترک داشته‌اند. جمع شدن در زمین خودی، بازی فشرده و استفاده از ضدحمله. هر چند آنها به دروازه استقلال فشار خاصی نیاوردند چون زورش را نداشتند. تارتار در کنفرانس مطبوعاتی قبل از باز ...,استقلال,نساجی,مجتبی حسینی,سهراب بختیاری‌زاده,صالح حردانی,یاسر آسانی,عارف آقاسی,پیشنهاد سردبیر